طبع درون و طبیعت بیرون
چاپ شده در نشريه سراسري تجلي شماره 48 سال 1389
طبع درون و طبیعت بیرون، ن تاجیک حسین آباد
به راستی چرا برخی نوزادان در بدو تولد زردی دارند و بعضی سالم به دنیا می آیند؟ آیا می دانید که تعدادی از کودکان خوش اشتها هستند ولی بعضی تمایل خاصی به غذا خوردن ندارند؟ چرا شماری از بچه ها، لاغر و برخی درشت اندامند؟ ملاک شجاعت و ترس در افراد کدام است؟ چه کسانی زودتر عصبانی می شوند و کدامیک صبور و آرامتر هستند؟ آیا شما انسان سخاوتمندی هستید و یا برخلاف آن، برای یک ریال هم حساب و کتاب می کنید؟ چه دلیلی دارد که پوست یک نفر، خشک و زبر باشد اما دیگری افتخار کند که پوستش نرم و لطیف است؟ چرا برخی دوست دارند راز این تفاوتها را بدانند ولی بعضی دیگر، بی تفاوت از کنار این مطالب می گذرند؟
طب سنتی تمام این پرسش ها را در یک کلام پاسخ می دهد؛ «مزاج شناسی»
امام صادق(ع) در کتاب توحید مفضل، هنگام رسیدن میوه ها را با زمان احتیاج بدن هماهنگ دانسته و خوردن میوه های غیرفصلی را مضر می داند. این مطلب و هزاران احادیث و روایات معتبردیگر از امامان(ع) در کتاب هایی مانند طب الرضا و طب الصادق، به رابطه بین بدن انسان و محیط بیرون دلالت دارند. متأسفانه تشخیص طبع و مزاج، یکی از صدها عنوانی است که طب جدید در آن وارد نشده است. اما بیشتر حکما بر این باور بوده اند که انسان، حیوان و یا حتی گیاهان و جمادات، همگی از چهار عنصر اساسی تشکیل شده اند. یعنی از تأثیر چهار رکن آتش (طبیعت گرم و خشک) و هوا (طبع گرم و تر) و آب ( مزاج سرد و تر) و خاک ( طبیعت سرد و خشک) بر روی یکدیگر، طبع و مزاج هر چیزی مشخص می گردد.
گفت پیغامبر با اصحـاب کبار تن مپوشانید از باد بهـــــــار
زآنک با جان شما آن می کند کآن بهاران با درختان می کند
لیک بگریزید از ســـردِ خزان
کآن کند کو کرد با بـاغ و رَزان[1]
یکی از جنبه های ظاهری این سخن حکیمانه پیامبر اعظم(ص) در کلام دلنشین مولوی، بر این امر صحه می گذارد که هر یک از فصول سال نیز به نوبه خود، معرف و نشانگر طبیعت خاصی هستند، چنانچه هر یک از ما انسانها نیز طبع و مزاجی خاص داریم. مزاج تابستانی(گرم و خشک) که طبع صفراوی نامیده می شود، مزاج پاییزی (سرد و خشک) که آنرا طبع سودایی می خوانند، مزاج زمستانی ( سرد و تر) که طبع بلغمی است و در آخر، همانطور که از گفتار پیامبر(ص) برمی آید، بهترین آنها، مزاج بهاری (گرم و تر) است که طبع دَمَوی می گویند. و البته برای رعایت اصل تعادل، لازم است هر فرد هر چه بیشتر طبع خود را به اعتدال نگه دارد تا کارکرد اعضا و بافت های مختلف بدن وی متعادل باشد.
برخی علامت های هر یک از این طبیعت های مختلف، در ذیل می آید:
الف) دمای پوست: گرمی و سردی پوست، نشانه گرمی و سردی مزاج است. نرمی آن نشانه رطوبت و زبری پوست، حاکی از آن است که مزاج شما خشک می باشد.
ب) چاقی و لاغری: لاغری نشانه خشکی و چاقی نشانه رطوبت است. درشتی اندام و گوشت فراوان در افراد گرم و تر و چربی در مزاج های سرد و تر دیده می شود. لذا طبع انسانهای درشت، یا گرم و تر است و یا سرد و تر.
ج) رویش مو: رشد سریع و رنگ سیاه مو دلیل بر گرمی، کم پشتی و رنگ روشن آن، مخصوص مزاج سرد است. مجعد بودن، علامت خشکی و موی صاف نشانه رطوبت می باشد.
د) رنگ بدن: سفیدی پوست، دلیل بر سردی و سرخی و گندمگونی آن حکایت از گرمی دارد. زردی نشانه گرمی، رنگ بادمجانی(تیره بی روح و غیر درخشان) دلیل بر سردی و خشکی است. رنگ گچی و سربی نیز سردی مزاج را نشان می دهد.
م) اعضا و جوارح: فراخی سینه و عروق برجسته، نبض قوی و درشتی مفاصل، همگی نشانه حرارت و گرمی بوده و خلاف اینها، سردی مزاج را القا می کنند.
ن) انجام کارها: سردمزاجان به اصطلاح دیر گرم می شوند و در شروع کارها مشکل دارند ولی گرم مزاجها کارها را به سرعت انجام داده و گاهی نیز شتاب زده و دستپاچه هستند.
و) میزان خواب: پرخوابی، علامت سردی یا رطوبت و کم خوابی ناشی از گرمی یا خشکی مزاج شماست.
ه) دمای محیط: انسانی با طبیعت گرم، تحمل گرما را ندارد، از خوردن غذاها و ادویه هایی با مزاج گرم، ناراضی است. حتی ممکن است بعد از خوردن چند دانه خرما، صورتش جوش بزند. بر خلاف سرد مزاجان که به هوا و غذاهای گرم و شیرینی جات علاقه بسیار دارند و شاید پس از خوردن کمی ترشی، هنگام خواب، بی اراده، آب از دهانشان خارج شود.
ی) روح و روان: پرحرفی و خشمگین شدن درگرم مزاجان شایع تر و شمرده صحبت کردن و آرامش و صبوری در سردمزاجان نمود بیشتری دارد. قدرت حافظه و یادگیری، علامت گرمی و کند ذهنی و نسیانِ حافظه، دلیل بر سردی مزاج است. یبوست باعث ثبات رأی و رطوبت مایه انعطاف پذیری است. سردی مایه ترس، گرمی و تری تشدیدکننده شجاعت می باشد.
تشخیص طبع یا مزاج با علایم متفاوت آن، در تخصص
کارشناس خبره و ماهری است که می تواند با طبع بهاری خود، جسم ما را به ما بشناساند. اهمیت این امر تا آنجاست که بوعلی سینا در کتاب شفا و عارف معاصر، شیخ محمد بهاری در تذکره المتقین بر آن تأکید دارند که سالک می بایست ابتدا به اصلاح طبع خود اقدام نماید. « کسی که با شکم خالی و معده پاکیزه غذا بخورد و آن را خوب بجود و قبل از سیر شدن، دست از خوردن بکشد و مانع از تخلیه معده و روده خود نشود، تا زمان مرگ به هیچ مرضی مبتلا نمی گردد.» این کلام حکمت آمیز از امیر المومنین است.
- باغ های انگور و تاکستان ها. [1]
منابع: تغذیه طب ایرانی تألیف دکتر محمد عزیز خانی.
تغذیه در طب ایرانی- اسلامی تألیف دکتر افشاری،کناری و اسماعیلی.
طب الصادق و طب الرضا، تألیف علامه عسکری، ترجمه کاظمی خلخالی.
© کپی رایت توسط : باران رحمت (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .