14:48 شنبه 30 ارديبهشت ماه ، 1391
تکبر





تکبر سه پله دارد:

1) اگر این صفت در دل کسی وجود داشته باشد، خود را بهتر و بالاتر از دیگران می بیند. و آن صفت را در کردار و گفتار خود ظاهر می کند. مثلاً در مجالس بالاتر نشیند و خود را بر امثال خودش مقدم بدارد. و روی خود را از ایشان برگرداند و عبوس نشسته و چین بر پیشانی بیاندازد. و این، بدترین درجات است، زیرا درخت کبر، در دل صاحبش ریشه دوانیده و شاخ و برگ آن بلند شده و جمیع اعضا و جوارح او را دربر گرفته است.

2) کبر، در دل او باشد و کارهای متکبرین نیز از او صادر گردد اما به زبان نیاورد. و این پله، یک شاخه پایین تر از درجه اول است.

3) اگر در دلش، خود را بالاتر داند اما در کردار و گفتار، مطلقاً اظهار ننماید و نهایت سعی در تواضع و فروتنی کند، چنین شخصی، شاخ و برگ درخت کبر را  قطع کرده است اما ریشه آن هنوز در دل  او هست.

 
توصیه قبل از تجویز نسخه:

اول و آخرِ خود را در نظر گیر و اندرون خود را مشاهده کن؛ ای منی گندیده و ای مردار ناپسندیده،  ای جوال نجاسات و ای مجمع کثافات،  ای جانور متعفن و ای کرمک عفن،  ای عاجز بی دست و پا و ای به صد هزار احتیاج مبتلا!  تو کجا و تکبر کجا؟ ای ایاز، پوستینت یاد آر.

یک شپش،  خواب و آرام  را از تو می گیرد و پریدن یک موش،  تو را از جا می جهاند. لحظه ای گرسنگی، از پایت درآورد. دو درم غذای زیادی، باد گندیده از حلقومت بیرون می فرستد و به اندک حرکت زمین، چون اسپند از جا          می جهی. بسا باشد در شب تاریک که از سایه خود می ترسی و غیر از  اینها چیزهایی هست که هر کدام، خودمان بهتر از آنها خبر داریم. آخر تو را با کبر چه افتاده است؟

نسخه پزشک:

معالجه این است که خود را بر ضد کبر که تواضع است، بدارد. و خواهی نخواهی از برای خدا و خلق، شکستگی و فروتنی کند. مداومت بر اعمال و اخلاق متواضعین نماید. تا  صفت تواضع، ملکه او شود و ریشه شجره کبر، از مزرعه دل او کنده شود.

پرهیز و تشویق:

الف) چون با دوستان و امثال خودت در مسأله ای گفتگو می کنی، اگر حق بر زبان ایشان جاری شد و آنچه تو گفته ای، مطابق واقعیت نبود، اگر اعتراف به آن  حقیقت کنی و از اینکه تو را  به نظر درست، آگاه ساختند، اظهار شکرگذاری نمودی و اعتراف و شکرگذاری، اصلاً برایت مشکل نبود، پس این علامت تواضع است. و اگر قبول حق و اعتراف برایت سخت بود و نتوانستی اظهار شادی و خرمی کنی، معلوم است که تکبر داری.

اما اگر در خلوت مضایقه از قبول حق نداشتی و لیکن در حضور مردم برایت مشکل است، در این مورد کبر نداری و لیکن مبتلا به مرض ریا شده ای و باید آن را معالجه کنی.

ب) اگر به محافل و مجامع وارد شدی و برایت مشکل نبود که امثال و دوستانت بر تو مقدم نشینند و تو فروتر از ایشان بنشینی و مطلقاً تفاوتی در حال تو نداشت و همچنین در وقت راه رفتن، مضایقه نداشته باشدی که عقب همه راه بروی، این نشانه تواضع است.

ج) آنکه پیشی گرفتن در سلام کردن، برایت سخت نباشد.

د) زمانی که فقیر بی نوایی، تو را دعوتی کرد، اجابت کنی و به مهمانی او بروی و یا حتی حاجتی دیگر که از تو طلبیده، انجام دهی. و به جهت حاجت فقرا و خویشان به کوچه و بازار، آمد و شد کنی.

و) اگر تنهایی در کوچه و بازار نروی و بخواهی که دیگری  همراه تو باشد، پس متکبر هستی.

ه)آنکه پوشیدن جامه های سبک و درشت و کهنه و چرک بر تو گران نباشد. اگر در بند پوشیدن لباس نفیس و بر تحصیل جامه فاخر، حریص باشی و آن را شرف و بزرگی بدانی، متکبر خواهی بود.

ی) بعضی موارد در عصرها و قرن های متفاوت، تغییر می کنند.
 

زخــــــــاک آفریدت خداوند پاک                                پس ای بنده افتادگی کن چو خاک

تواضع سر رفعـــــــــت افزایدت                                تکبر به خــــــــــاک اندر اندازدت

به عزت هر آنکو فروتر نشست                               به خواری نیفتد ز بالا به پســــــت

بگردن فتـد سرکش و تند خوی                                بلندیت باید بلندی مـــــــــــــــجوی


از كتاب معراج السعاده ملا احمد نراقي








کلمات کليدي : تكبر و راه چاره آن

© کپی رایت توسط : باران رحمت (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .

نوشته شده در تاریخ : 17 فروردين ماه ، 1389 (75 مشاهده)

[ بازگشت ]